خرید بک لینک
سلام.خیلی وقته میخوام این پستو بزارم دیگه خستمشد اینقد ساعتوجفت دیدم!نمیدونم زهرا حرفاموکامل بت رسوند یا نه ،ولی من فقط یه جمله گرفتم ک بش گفتی عبداله عشقشوثابت نکرد!!!فککنمدوراننامزدیت منتظربودی پیام بدم بت، چون شمارتوزده بودی توگوشیم که دست صغری بود.تونامزدیتم خیلی ساعتو ست میکردی. واقعا منتظر بودی؟؟؟این بزرگترین سواله ک ذهنمو درگیر کرده.اگه اره وضعیت واتساپت سه تا نقطه بزار.ن ۲تا بزاراین شمارتودارم۶۲۹۰.امیدوارم اینجور نباشه و برداشت منم اشتباه باشه.قبل پست خیلی حرفا داشتم ولی کامل یادم رفتن.نمیدونم حسم چیه ولی حس جالبی نیس.منمثهتو ادم توداری نیستم و هرچی تودلم باشه رو میگم.لطفا توام نذار تودلت بمونه،واگه خواستی ب صغری یا زهرا بگو. زهرا ب صغری میگه. یه سری ابهاما توداستانمون خیلی اذیت میکنن.من برم دیگهفقط امیدوارم حالت خوب باشه.همین:-( + نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۱ساعت 1:27&nbsp توسط abdollah  | 

برچسب: نویسنده: مهران حکیمی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 14:29

صفحه بندی